سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
547
تاريخ ايران ( فارسى )
مرحله دوم جنك 260 ميلادى مكريانوس پس از انجام نقشهء خائنانهء خود قباى ارغوانى را زيب پيكر نموده و خود را امپراطور لقب داد و بعد به قصد گاليهنوس « 1 » پسر والرين حركت كرد تا با او در سر امپراطورى مشغول پيكار گردد . شاپور اينجا براى اينكه رقيبى به روى كار آورده بر مشكلات روم بيفزايد و نيز قدرت و سطوتش را بسط داده باشد نقش تازهاى بازى كرده يكنفر سيرياديس « 2 » نامى را از اهل انطاكيه كه در اردوى خودش پناهنده بود به خلعت امپراطورى مخلع ساخته و لقب قيصر به او داد . اينمرد صورتش در نقش برجستهء سابق الذكر سومين صورتى است كه ما بين صورت شاپور و والرين منقوش مىباشد . بارى شاپور بعد از نصب سيرياديس بامپراطورى روم بار ديگر از فرات گذشت و انطاكيه را قبضه كرد ، از تنگههاى توروس گذشته و درواقع تمام آسياى صغير در آنوقت تحت اختيار وى بوده است . او قيساريهء مازكا « 3 » را كه بزرگترين شهر كاپادوكيه بود تسخير كرد ، ليكن باز براى تشكيلات و اداره و انتظام متصرفات خويش هيچ اقدامى ننمود و شايد آن بواسطهء فقدان لشكر ثابت و نيروى دائمى بوده است . خلاصه او با كمال جلادت و قساوت فقط بقتل و غارت پرداخت و پس از اينكه آتش آز و حرصش در تخريب و انهدام فرونشست آنوقت بدون هيچ فشارى بلكه بميل خاطر از كاپادوكيه كه ممكن بود انرا با سوريه ضميمهء امپراطورى خود كند مراجعت كرده به طرف فرات روانه گرديد در حالتى كه پشت سر خود واديها و صحراهائى باقى گذارد كه مملو از اجساد كشتگان بوده و نيز هزاران مرد و زن و كودك با خود به اسارت برد . شاپور و اذينه پادشاه پالمير يا تدمر 263 - 260 تدمر كه در صحرائى درست ما بين فرات و دمشق واقع شده و فاصلهء آن از هريك از دو طرف تقريبا يكصد و سى ميل مىباشد يكى از بلاد معروف بوده است و آن بدست هادريان « 4 » به منظور دژ سرحدى روم و ديگر باز شدن يك راه غربى بين سوريه و عراق بنا شده بود . در اين زمان كه شاپور در آن نواحى مشغول تاختو
--> ( 1 ) - Gallienus . ( 2 ) - Cyriadis . ( 3 ) - Mazaca . ( 4 ) - Hadrian .